دیگه از من نپرس مستی عاشق چون و چنده.
چنان دلسوخته میزنم به اسمت زیر آواز،
که آوازه ی من راه فرارت رو ببنده...
*********
من دربدر عشقم و رسوای جهانم،
چون سایه به دنبال سر عشق روانم.
او کهنه حریف من و من کهنه حریفش،
سرگرم قماریم من و او رو سر جانم.
باید که ببازم، با درد بسازم،
در مذهب رندان، این است نمازم...
*********
اون که دل به قصه ها باخت تو بودی تو بودی،
خونمونو روی آب ساخت تو بودی تو بودی...
*********
بذارید همه بدونن که به دست غم اسیره،
آخرش یه شب همینجا سر این کوچه میمیره.
*********
آخرین نقشی که شب در خاطرم ماند تو ای،
اولین یادی که صبح از خاطرم خیزد تو ای...
*********
معین، ماکارونی آرمیتا، ترشی، *نباشه نمیشه* نوشابه، *قدیما همه در نوشابه میدادن من باز کنم تازگیا واسه خودمم به زور از پسش برمیام*.
زندگی جریان داره خوبش و بدش...
یادم نمیومد کی آخرین بار خودم نوشابه هوس کردم و خوردم!
*یادش به خیر پارسال یه شب که رفته بودیم با نفیس پیتزا نیما، چون میدونه من فانتای زرد دوس دارم اومد یه فانتا واسه من و یه کولا واسه خودش بگیره، یهو گفت ببخشید آقا، دو تا فانتا بدید یکیش کولا باشه!!!
تا همین لحظه که اینجا نشستم این سوتیش هنوز سوژس!
*حدود 11:37 به دایی زنگ زدم.
"صدات بهم آرامش میده. چیزایی که ازت دارم تقریبا هر روز گوش میدم"
اغراق که داشت یکم، ولی چیزی از دلچسبیش کم نمیکنه.
برچسب: dier ideas,dier recipes,dier,
نویسنده: النا میرزاپور